آمدم ولی نه حالا… بلکه از سال های جوانی خودم و برادرم….
از روزهای نخست انقلاب، زیر موشک باران های دشمن، در نداری های تحریم ، تحت گرانی های زالو صفتان دوران چپاول ، با حضور همیشگی در صفوف مردمی در اعیاد و مناسبت های ملی و مذهبی ،حین اعلام انزجارها علیه کشتار و نامردمی های استکبار و خلاصه همیشه و تمامی میادین… .
امروز هم به عشق دل پر صفای خودم و لبیک گویان به ندای رهبر جهت حضور در پای صندوق رای رفتم. ولی مهمان هم داشتم ، دوستی قدیمی! یکی از بچه ها دهه سی، بچه تهرون، کسی که جوانی اش راپای انقلاب و جنگ گذاشت . پشت به زیبایی های زندگی کرد و داغی گلوله دشمن را به جای زندگی در برج های بلند مرتبه تهران به جان خرید.
تا عده ای از نام و راه او به آب و نانی برسند و همه را فراموش کنند. امروز با قاب عکس برادرم به پای صندوق رای رفتم و کلی با هم صفا کردیم. هر دو باهم آمده بودیم برای یک هدف؛ اعلام وفاداری به پرچم سه رنگمان. سفارشم کرد که حضرت آقا را تنها نگذارم ولی در مقابل نا اهلان که هر لحظه رنگ می بازند به هر قیمتی بایستم و فریاد بزنم: آهای نامردان روزگار شهدا را فراموش نکنید.
این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش میشوند.
یادگاری ها
- بنیاد سعادتی در کبوتران خونین بال خرمشهر
- سلامی در امیر سرتیپ دوم خلبان حسین خلیلی
- بصیره حسینی در کلیپ / سوم خرداد؛سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر
- پارسا مهرعبداللهی در مهرعبداللهی :فتح خرمشهر نبض تپنده انقلاب است
- مدیر سایت در طومار ابراز انزجار از فاجعه منا










ارسال پاسخ