مجید انتظامی / موسیقی دفاع مقدس
سایر

پرواز نت ها در سایه رشادت ها

0 94

گفتگو با مجید انتظامی سازنده قطعات ماندگار موسیقی دفاع مقدس

مجید انتظامی / موسیقی دفاع مقدس

مجید انتظامی / موسیقی دفاع مقدس

در مورد موسیقی و جادوی آن از هر دری سخنی رفته است. از فلاسفه و موسیقیدانان گرفته تا فیزیکدان و زیست شناس. تأثیر موسیقی بر روان آدمی از دیرباز مورد مطالعه بشر بوده است. اما این تأثیرپذیری زمانی رنگ بیشتری به خود می گیرد که هنر، فن و خلاقیت فردی در هم می آمیزند و اثری را خلق می کنند که نه تنها اثر جادویی آن را بر روان آدمی دوچندان می کند، بلکه ذهن را بر ماندگاری آن ترغیب می کند. در این میان و طی سه دهه اخیر موسیقی دفاع مقدس نیز جای پای خود را به خوبی باز کرده است و این نمود چیزی جز محصول فعالیت های مجدانه هنرمندان بزرگی چون مجید انتظامی نیست.مردی که هنرش او را موفق به کسب ۴ سیمرغ بلورین در بخش بهترین موسیقی متن فیلم (بای سیکل ران، روز واقعه، آژانس شیشه ای و دیوانه از قفس پرید) از جشنواره فیلم فجرکرد. این چهره ماندگار سال 89 که بیش از 80 موسیقی برای متن فیلم ها ساخته است، خلق و اجرای سمفونی های ایثار  انقلاب اسلامی، مقاومت  خرمشهر ، این فصل را با من بخوان و صلح را نیز در کارنامه پر بارش به ثبت رسانده است. خالق موسیقی های ماندگاری چون « بوی پیراهن یوسف» ،« از کرخه تا راین»، « پوتین»،«  آخرین پرواز»، «  گذرگاه »،« دوئل »و… جایگاه خاصی را در بین مردم به خود اختصاص داده است. این موسیقیدان امسال نیز با اجرای سمفونی  حماسه و اقتدار  در شهریورماه به مناسبت هفته دفاع مقدس تصویر دیگری از جنگ را با زبان موسیقی بیان کرد. ملودی این تم های زیبا و ماندگار ما را بر آن داشت تا گپ و گفتی داشته باشیم با این هنرمند عرصه موسیقی.

    سمفونی ها و موسیقی های فیلم بسیاری را تاکنون خلق کرده اید که به جرأت می توان گفت بخش اعظمی از آنها همچون سمفونی ایثار، از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف و… در اذهان ماندگار شده اند. این ماندگاری را ناشی از فن این هنر می دانید یا حس درونی تان موقع خلق اثر؟

  خلق اثری ماندگار بدون آن که فرد الفبای موسیقی را بداند، ممکن نیست. هزاران حس هم اگر در وجود فرد به جوش و خروش افتد، بدون آگاهی از آهنگسازی، هارمونی و سازشناسی نمی تواند آن را منصه ظهور برساند. حتی باید بگویم با اشراف هنرمند به همه اصول موسیقایی دست آخر حسی که وی را وادار به آهنگسازی می کند چون قالب ندارد و در ذهن شناور است، وقتی در قالبی روی کاغذ آورده می شود، آن حس اولیه را ازدست می دهد.

  تم های اولیه نشأت گرفته از حس هنرمند است که تحت تأثیر فضایی ملودی در ذهنش شکل می گیرد و آن را زمزمه می کند پس از این مرحله تکنیک و علم هنرمند است که به مدد آن هنرمند اصواتی که در ذهنش نقش بسته را به صورت نت روی کاغذ پیاده می کند.

  حس اولیه یک تم کوچک است که در ذهن شکل می گیرد و روی کاغذ به آن جان داده می شود، طولانی تر می شود و به کمک سازها تم برای ارکستر تنظیم می شود. همچنین از آنجا که سازهای بی شماری در موسیقی مورد استفاده قرار می گیرند، سلیقه در انتخاب سازها نقش حساسی را بازی می کند که هنرمند این تم ها را بین چه سازهایی قسمت کند و چه سازهایی تم مورد نظرش را بسازند.   در مورد موسیقی فیلم  از کرخه تا راین  که به آن اشاره کردید باید بگویم، زمانی که ساخت این موسیقی فیلم به من پیشنهاد شد، هنوز موسیقی پاپ به صورتی که اکنون مشاهده می کنیم شکل نگرفته بود و بحث براین بود که این موسیقی مورد استفاده قرار بگیرد یا خیر و تنها برخی آهنگسازان به صورت کمرنگ آثاری در این زمینه ارائه می کردند.

  از آنجا که فیلم در فضایی خارج از کشور شکل گرفته بود، موسیقی که برایش انتخاب کردم به سمت موسیقی پاپ سوق یافت و به نظرم یکی از دلایل موفقیت این موسیقی در انتخاب نوع موسیقی اش بود. در آن برهه تشخیص دادم که سازهای موسیقی مردمی همچون گیتار و پیانو را به همراه سازهای زهی برگزینم و با همکاری ارکستر سمفونیک رنگ غالب موسیقی را به طرف پاپ سوق دهم. به طور کلی موسیقی پاپ موسیقی مردمی است که افکار عمومی آن را بهتر هضم کرده و با آن ارتباط برقرار می کند. از طرفی توجه به این نکته که مردم کشورمان آنچنان تمایلی به شنیدن موسیقی کلاسیک و مدرن ندارند و بیشتر قصه را دوست دارند که تمی نیز در آن نهفته باشد، درمورد انتخاب ریتم موسیقایی اثرهایم خصوصاً در کارهایی از جنس دفاع مقدس به من کمک شایانی می کند.

  شاید ذکر این موضوع در اینجا ضروری باشد که در ساخت یک کار اولین کسی که باید از آن رضایت داشته باشد، من سازنده هستم و مادامی که از کارم راضی نباشم، در بازنویسی نت ها دست می برم تا به نقطه ای برسم که در نهایت به آهنگی تبدیل شود که رضایت کاملم را جلب کند. این را باید بدانید که یک هنرمند حساسیت و خون دل ها می خورد تا اثری ازهیچ خلق شود و این کار ساده ای نیست خصوصاً پس از خلقش نیز نمی داند که آیا مردم با آن ارتباط برقرار کرده اند یا خیر.

  به اعتقاد من اثری لقب ماندگار می گیرد که در ذهن مردم حک شود و مردم بتوانند با آن ارتباط بگیرند؛ ماندگاری اثر با ابلاغ و حکم صورت نمی گیرد بلکه این مردم هستند که بر کاری مهر تأیید می زنند.

    همان طور که اشاره کردید، شما هنرمندی هستید که از موسیقی پاپ در کارهایتان بهره بردید چون موسیقی قابل هضم تری برای مردم نسبت به کلاسیک است؛ موسیقی که در دهه 70 بیشتر پا گرفت. چقدر در ساخت آثار دفاع مقدس از تلفیق پاپ و کلاسیک استفاده می کنید؟

  برای پاسخ به سؤال شما لازم است مقدماتی در این باره بیان کنم؛ در قرن بیست و یکم مردم در کشورهای پیشرفته نیز کمتر به موسیقی کلاسیک گوش می کنند در اجرای سمفونی های بزرگ از ریتم پاپ استفاده می کنند.

  هم اکنون نیز برخی از نوازندگان بزرگ دنیا در اجراهای خود سعی در مردمی تر کردن آثار خود دارند. به عقیده من، مردم دنیا از زندگی تکراری، فشارهای اقتصادی و روحی که به آنان وارد می شود، خسته شده اند و دیگر حوصله گوش دادن به موسیقی های سنگین را ندارند.

  حتی در مورد کنسرت های سنگین نیز این گونه است که اغلب سالمندان در کشورهای پیشرفته سالن های کنسرت را پر می کنند. در مقابل گروهی از جوان ها زمانی که کنسرتی را در فضای آزاد برگزار می کنند شما اگر در آنجا باشید باور نمی کنید که جمعیت عظیمی برای دیدن کنسرت جمع شوند. کنسرتی که چند جوان با سازهای موسیقی پاپ و خواننده ساعت ها گوش شنوندگان شان را در اختیار خود می گیرند.

  به اعتقاد من، موسیقی اگر مخاطب نداشته باشد، دردی دوا نمی کند؛ هنر اگر بیننده و شنونده نداشته باشد به دردی   نخواهد خورد بنابراین هنرمند تمام تلاش خود را می کند تا با مردم ارتباط برقرار کند و به آنان نزدیک شود و هر قدر بینش این هنرمند نسبت به جامعه خود سیر صعودی داشته باشد، قطعاً به هنرش کمک بیشتری خواهد شد.

  به عبارتی هنرمند باید با جامعه اش زندگی کند و آن را کاملاً بشناسد و هنگام خلق اثر تمام قشرها را اعم از کارگر تا تحصیلکرده در نظر بگیرد و موسیقی را ارائه کنند که همگان از شنیدنش لذت ببرند و این در مورد موسیقی دفاع مقدس نیز صادق است.

  من پیش از این در قالب های کلاسیک گرایشی به سمت موسیقی پاپ یا سنتی داشتم و از خواننده استفاده نمی کردم چراکه عقیده دارم موسیقی به تنهایی و بدون کمک خواننده به علت ذات گویایی که دارد؛ توانایی بیدار ساختن حس اثر را در شنونده دارد و احتیاج نیست حتماً خواننده بخواند. اما به مرور زمان تجربه من اثبات کرد که گرایش مردم بیشتر به موسیقی همراه با خواننده است تا موسیقی تنها و از این که کسی همراه موسیقی بخواند، لذت بیشتری می برند و دلیل آن این است که خواننده به دریافت حس موسیقی به وسیله شعر کمک می کند و از آنجا که مردم ما علاقه به شعر دارند، در نتیجه خواننده را نیز دوست دارند.

    بنابراین برای نزدیکی به شنونده بعدها در کارهایم از وجود خوانندگان نیز بهره بردم. همچنین سعی کردم نوع موسیقی ام در تمام فرم های موسیقی کلاسیک، سنتی، پاپ و حتی محلی بگردد و تنها در یک فرم اجرا نشود و موسیقی جنگ یا در فرهنگ ما دفاع مقدس از این قاعده مستثنی نیست.

  البته این کار ساده ای نیست که بتوان چندین فرم را وارد موسیقی کرد بدون آن که خدشه ای به اثر وارد شود و بین فرم ها پیوند مشترکی وجود داشته باشد که شنونده حس نکند قطعه ها را تکه تکه به هم چسبانده اند.

    می توان ملودی را به گونه ای به سمت موسیقی پاپ یا کلاسیک کشاند که شنونده حس نکند موسیقی در حال عوض کردن فرم یا ساز است. اتصال هنرمندانه قطعه های پازل این موسیقی به دانش و علم آهنگسازی برمی گردد که این موسیقی را ساخته است که نمونه های آن را شما در موسیقی و سمفونی های دفاع مقدس می شنوید.

  لازم می دانم این نکته را نیز عنوان کنم، از آنجا که اعتقادی به کار کردن به صرف دریافت حق الزحمه ندارم (نه این که حقی دریافت نکنم) سعی می کنم اسیر مادیات نشوم و بیشتر در پی آن هستم که درد دل مردم که می توان گفت حرف دل خودم نیز هست را به صورت ملودی در آورم. از طرفی نیز از آنجا که پیوندی بین دیدگاه من و مردم برقرار می شود، شاید همین عاملی باشد تا باور و حس اثرهایم بر افکار عمومی اثرگذار باشد.

    می شود از صحبت هایتان این گونه استنباط کرد که درواقع این درددل که گفتید شاید یکی از دلایلی است که سبب شده گرایش به ساخت موسیقی دفاع مقدس داشته باشید؟

  زمانی که هنرمند پروژه ای در مورد موضوعی را سفارش می گیرد، الزاماً نباید آن موسیقی به طور کامل تعریف کننده موضوع سفارشی باشد همچون این که به شما اثری سفارش دهند درباره یک بنای تاریخی که الزاماً نباید آن موسیقی تعریف کننده بنا باشد.با این توضیح باید بگویم برای کارکردن در حوزه دفاع مقدس آنچنان در این 8 سال رزمندگان و مردم کشورمان از خود ایثار و رشادت نشان دادند که هنرمند از هر گوشه این رشادت بخواهد بنویسد، نت ها به پرواز درمی آیند و با شنونده ارتباط می گیرد چون صرفاً این 8 سال جنگ فیزیکی نبوده بلکه عشق بوده است. عشق بوده که عده ای رفتند و از جان مایه گذاشتند و با تمام فشارها مقاومت کردند.

این برش از گفتگوی استاد انتظامی هدیه یکی از خوانندگان پایگاه جاویدالاثر بود که از روزنامه ایران انتخاب شده است.

در باره نویسنده / 

مدیر سایت

ارسال پاسخ

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. موارد مورد نیاز علامتگذاری شده است *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.